…را این گونه نوشته بود.
داستان زندگی من
درانحنای امتدادمنحنی این دایره چرخان،دیوانه ای چهل و شش سال است که همچنان در جا سگ دو می زند،او انقدردویده،می دود وخواهد دوید تا زمین زیر پایش گود شود وروزی در ان فرو افتد.عاقلانی به ناچاربر روی او خاک خواهند ریخت تا بوی تعفنش دنیا را به گند نکشد و بعد لوحی به رسم یادبود که بران نوشته است
ابوالحسن تقی زاده
متولد: فروردین – 1343
وفات:( ؟ )- ؟؟؟1
او همچنان می دوید ولی سخت در اندیشه بود تا داستان زندگیش را کامل کند فقط یک کلمه مانده بود و سه عدد.و او می دوید و می دوید و… قلمی برداشت و جلو داستان زندگی من پرانتزی باز کرد و نوشت وصیت نامه و این جمله را در پایان «برای شادی روح این مرحوم این داستان را کامل کنید.»
نوروز را سپاس می گویم که بهانه ای است برای
نکو داشت آنهایی که به یادشان هستیم. نوروز ۹۰ فرخنده باد . . .