گنبد دوار

…را این گونه نوشته بود.

داستان زندگی من

درانحنای امتدادمنحنی این دایره چرخان،دیوانه ای چهل و شش سال است که همچنان در جا سگ دو می زند،او انقدردویده،می دود وخواهد دوید تا زمین زیر پایش گود شود وروزی در ان فرو افتد.عاقلانی به ناچاربر روی او خاک خواهند ریخت تا بوی تعفنش دنیا را به گند نکشد و بعد لوحی به رسم یادبود که بران نوشته است

ابوالحسن تقی زاده

متولد: فروردین – 1343

وفات:(   ؟    )-   ؟؟؟1

او همچنان می دوید ولی سخت در اندیشه بود تا داستان زندگیش را کامل کند فقط یک کلمه مانده بود و سه عدد.و او می دوید و می دوید و… قلمی برداشت و جلو داستان زندگی من پرانتزی باز کرد و نوشت وصیت نامه و این جمله را در پایان «برای شادی روح این مرحوم این داستان را کامل کنید.»

این ورودی در پَتَرات, داستانک فرستاده شده است. پیوند پایدار به آن را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای گنبد دوار

  1. مهرزاد می‌گوید:

    نوروز را سپاس می گویم که بهانه ای است برای

    نکو داشت آنهایی که به یادشان هستیم. نوروز ۹۰ فرخنده باد . . .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s